عبد الله الأنصاري الهروي

مقدمه 5

طبقات الصوفية ( فارسي )

خراسان بروند 3 . بسيارى از مشايخ بزرگ كه در سدهء چهارم هجرى در خراسان مىزيستند و خراسانى الاصل بودند يا خود شاگرد و مريد مشايخ بزرگ پيشين بودند ، يا ديدار و زيارت آنها را درك كرده بودند ، يا آنكه به يك واسطه با آنان پيوند و نسبت مىيافتند . در ايام كودكى و نوجوانى پير هرات چند تن از مشايخ بزرگ چون ابو العباس قصاب آملى ، خرقانى ابو سعيد ابو الخير ، ابو القاسم قشيرى و ابن باكويهء شيرازى در قيد حيات بودند كه عبد اللّه به زيارت و ديدار آنان جز ابو العباس قصاب آملى نائل شد و قشيرى را شايد او خود به سبب اعتقاد نخواست ديدار كند . خانقاه‌هاى متعدد صوفيان چه در هرات و چه در نيشابور و چه در شهرهاى ديگر خراسان ، نه تنها محل اجتماع مشايخ صوفيه و مريدان و مراكز رفت و آمد و حلقهء ارتباطى مشايخ بود بلكه از جهت نشر و ترويج معارف اسلامى و عرفانى و تعليم و ارشاد مريدان سهمى كمتر از مدارس علوم دينى نداشت . كثرت خانقاه‌ها و كثرت عدد صوفيه در دوره كودكى و جوانى خواجه عبد اللّه انصارى در خراسان به‌ويژه در هرات و نيشابور به اندازه‌ايست كه اين گمان را برمىانگيزد كه بيشتر مردم يا خود صوفى بوده‌اند يا به اين گروه ارادت مىورزيده‌اند ! در واقع نيز پيامد برخوردهاى بىتكلف و دور از ريا و تظاهر صوفيه و حسن عقيدت و معاملت آنان با مردم ، همراه با آزادگىهاى خاصى كه نتيجه تعاليم صوفيه است خانقاه‌ها و مشايخ را از چنان حرمت و قبول در ميان عامهء خلق برخوردار كرده بود كه حتى پادشاهان و امرا و وزرا نيز سر ارادت بر آستان آنان فرود مىآوردند و براى جلب حمايت و قبول مردم به ديدار مشايخ مىشتافتند . با وجود چنين قبول عظيم بود كه مشايخ صوفيه توانستند در برابر مخالفت‌هاى پيدا و پنهان مخالفان كه بيشتر آنان اصحاب مذاهب و فقها بودند ، پايدارى كنند . به اين ترتيب در آن‌سوى اين رونق و رواج شريعت و طريقت ، همچنان‌كه ميراث علمى مدرسه به فقها و مدرسين رسيده بود و ميراث مشايخ پيشين و خانقاه‌ها